ss501 is my life

ss501 cry #for goodbye#

  لبخندسلام بچه ها جونی.........حتما شما هم خبرجدایی دابل اس جونی روشنیدید....... من که وقتی شنیدم خیلی ناراحت شدم گریهولی حالا براتون صحبت های پایانی این ۵تاجیگر روگذاشتم امید وارم خوشتون بیادقهقهه

 

(SS501 Cry(for goodbye


هیون جونگ به جونگ مین: مهم نیست که چیه‚ ماهفت سال باهم بودیم‚ 1/3اززندگیمو؟ تقریبا 1/3... مامدت زیادی به سختی کارکردیم برای همه چیز‚ خیلی متشکرم همچنین از طرفداران واز اعضا...آدمی شبیه به این همیشه حمایت خوبی بوده...پس همیشه متشکر خواهم بود همچنین میخوام چیزایی روبه طرفدارانمون بگم...مهم نیست که چه اتفاقی برای دابل اس بیفته لطفاهمیشه باورمون داشته باشید...ما‚دابل اس...همه همیشه دابل اس روباورداشته باشین چون ما جونگ مین روبه عنوان حایت داریم بنابراین امیدوارم همه حمایتشون روبه ما نشون بدن...یولفرشته
 
کیوجونگ به هیون جونگ: واقعا زمان زیادی رو با داداش هیون جونگ گذروندم چجوری بگم...درمقایسه با مدت بودن با پدرومادرم مازمان زیادی روبا اعضا گذروندیم مااز هفده سالگی روباهم گذروندیم و اون دوره روبا هم شروع کردیم واقعا انرژی زیادی داشت و همه چی روبه تنهایی متحمل شد...الان مابزگ شدیم امیدوارم که شما اونوبیش ازاین انجام ندین چون این باعث اندوه مامیشه...داداش ما اینکاروانجام داد همچنین مواجه شد بایه تصادف که مال خیلی وقت پیش هم نیست...سلامتیش خیلی خوب نبود ولی باتشکراز داداش هیون جونگ‚ خیلی زودخوب شد والان هم حالش خوبه... امیدوارم که دراینده بهتراز خودت مراقبت کنی وحواست باشه که خوب ازخودت مراقبت کنی هیون جونگ...سلامتی رهبر سلامتی ماست...درآینده داداش هیون جونگ فیلمها ونمایشها وساخت موسیقی بیشتری خواهدداشت...امیدوارم که همه حمایتش کنید همچنین به طرفدارانمون خیلی متشکرم اما همچنین خیلی هم متاسفم ...ما شروع خواهیم کرد بهترینمونو برای همیشه‚ ما همیشه باهم خواهیم بود...شیطان

هیونگ جون به کیوجونگ: کیوجونگ ما... خوش قلب ما کیوجونگ گفت که من هم احساس اندوه دارم...ما 5سال باهم بودیم ما قطعا اینجا نیستیم که بگیم همه چی تمومه مگه نه؟...بنابراین امروزما میخوایم چیزای مهمی رو به همه بگیم...هر 5تای ما سخت کار میکنیم درفعالیتهای شخصیمون ما همچنین آلبوممون رومنتشر میکنیم درسته؟...سخت کارمیکنیم love ya خیلی معروف شد مگه نه؟...ما‚دابل اس جایی نمیریم همیشه باهم میمونیم با همه تا روز مرگمون...کیوجونگ یه ذره...چطوری بگم...کیو جونگ طوری به نظر میادکه اشکهای زیادی داره من میدونم کیوجونگ خیلی فکرمیکنه وقتی که تنهاست شروع میکنه به گریه کردن وقتی که زیادفکر میکنه وقتی که خونست ... این واقعا باعث درد وآزارمه که اینطوری ببینمش(اینجا هر5تاشون گریشون میگیره و کیوجونگ از صحنه بیرن میره) یه دوست که واقع متشکرشم...دوستی که ازم مراقبت میکنه مثل یه خویشاوند به برادرش امیدوارم درآینده هرآنچه که ماانجام میدیم درمسیر آرام وراحتی قراربگیره همچنین امروز کمی...متاسفم اشکها پایین میان میخواستم لبخند واقعیمو حفظ کنم واقعا اعضامو دوست دارم بنابراین...من واقعا...کیوجونگ...کیوجونگ...کیوجونگ هم همچنین... دوستان هم سن‚ جونگ مین و کیوجونگ...سه تای ما وهمچنین داداش یونگ سینگ و داداش هیون جونگ‚ متشکرم... برای 5سال‚10سال‚50سال‚اشکهای ما عوض نمیشن تا وقتی که بمیریم این میشه رویای زیبای من که حافظم فراموشش نمیکنه پس لطفا مراقب کیوجونگ ما باشید اگه کیوجونگ نباشه واسه من خیلی دردناک وآزاردهنده میشه... هست یه دوست خوب درست مثل خویشاوند...برادران برای همیشه میتونن باهم باشن کیوجونگ ‚مثل یه اعضای خانواده... امیدوارم که همه مواظبش باشین... هر 5تای ما عاشق همتون هستیم امیدوارم که طرفداران کنارما بمونن...ازهمه متشکرم...خوشمزه

یونگ سینگ: اگه ادامه بدیم یکی یکی خیلی احساس خوبی نیست‚ احساس خیلی بدیه که یکی یکی بگی...بعدازشنیدن چیزهایی که دیگران گفتن این فکربه ذهن میرسه که همیشه ما 5تابا هم بودیم چون هر 5تای ما همیشه با هم هستیم ‚ برعکس اهمیتشو احساس نمیکنید که من یه بار تنهابه ژاپن رفتم اگرچه ما قبلا فعالیتهای شخصی داشتیم امابرای من‚ کنسرت دیگه ای بود‚ اولین باربود که تنها رو صحنه میرفتم...اون موقع واقعا این احساس بهم دست دادکه چرا میگفتن تویه گروه تنهانیستی...واقعا خوبه میتونی یه فکرواندیشه ی درست داشته باشی‚ درک موارد خیلی سریع به نظر میرسه... واقعا درک یه همچین چیزایی نیازداره به صحبت کردن بااعضا...مشکلی نیست...چیزی که من احساس میکنم ‚ سپاسگزار بودن خیلی عادی وطبیعیه...چجوری بگم... زمانهایی شبیه به این وجودنداره ...چیزی خاصی نیست که بخوای بگی خیلی طبیعیه که بخوای سپاسگزار باشی...متشکرم... عاشقتونم‚ دوستتون دارم‚ همچنین خیلی طبیعیه که اینطور فکرکنی...نمیدونم دیگه چی بگم چون بچه ها ناگهان میزنن زیر گریه... امروز من بالبخند ظاهرشدم درهمه ی مدت...همچنین صبر میکنم تااشک نریزم...کلماتی به طرفداران‚ چی بایدبگم؟ اعضا از طرف من هم همون چیزهایی روگفتن که میخواستم به همه بگم...متفکر
 
جونگ مین به یونگ سنگ: چی بایدبگم به داداش یونگ سینگ؟(اینجا جونگ مین به خاطر گریه نمیتونه حرف بزنه و هیونگ جون وکیو جونگ میرن جلوتا آرومش کنن) چون شخصیت من خیلی محکم وقویه...همیشه...من نمیتونم ادامه بدم مابعدا صحبت میکنیم درموردش به طورخصوصی...به نظر میرسه که این بهترباشه...ازهمه متشکرم واقعا مشکلی نیست...به حمایت کردن ما ادامه بدین تا دفعه ی بعد...دفعه ی بعد وقتی ما‚ دابل اس‚ روی صحنه اومد امیدوارم که همه بتونن حاضر باشنددلقک

دیگه طاقت ندارم می خوام گریه کنم....................گریهگریهگریه